المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
35
مروج الذهب ( فارسى )
بعضى نقاط زمين بود ، و عمرش تا وقتى كه خدايش قبض روح كرد سيصد و چهل سال بود . و چون خدا عابر را قبض روح كرد پس از او پسرش فالغ روش پدران سلف را به پا داشت و عمر وى تا خدايش قبض روح كرد دويست و سى سال بود كه در پيش از او و اختلاف زبانها كه بسرزمين بابل بود ياد كردهايم . وقتى خدا فالغ را قبض روح كرد پس از او پسرش رعو بن فالغ پا گرفت . گويند تولد نمرود ستمگر بدوران وى بود و عمر وى تا هنگامى كه خدايش قبض روح كرد دويست سال بود و وفاتش در ماه نيسان بود . وقتى خداوند رعورا قبض روح كرد از پس وى ساروغ بن رعو پا گرفت . گويند بدوران وى بپارهاى علل كه در زمين رخ نمود پرستش بتان و تصويرها نمودار شد و عمر وى تا هنگامى كه خدايش قبض روح كرد دويست و سى سال بود . و چون خدا ساروغ را قبض روح كرد از پس وى ناحور بن ساروغ پا گرفت و برسم پدران سلف رفت . بروزگار وى حوادث و زلزلهها بود كه بروزگار پيش سابقه نداشت . پارهاى مشاغل و ابزارها نيز در ايام وى پديد آمد و هم بدوران او جنگها بود و فرقهها از هندوان و ديگران بوجود آمد . عمر وى تا هنگامى كه خدايش قبض روح كرد يكصد و چهل و شش سال بود . وقتى خدا ناحور را قبض روح كرد از پس او پسرش تارح پا گرفت و همو آزر پدر ابراهيم خليل بود كه نمرود بن كنعان بروزگار وى بود و عبادت آتش و نور در ايام نمرود در زمين نمودار شد و براى آن مرتبتها نهادند و هم در زمين آشفتگى بسيار بود ، جنگها شد و در شرق و غرب ولايتها و كشورها پديد آمد و حادثههاى ديگر بود . سخن در احكام نجوم آشكار شد و افلاك را تصوير كردند و براى اين كار ابزارها ساختند و فهم مطالب فلكى را بذهن مردم نزديك كردند . ستارهبينان در طالع سال تولد ابراهيم عليه السلام نگريستند كه چه حكم مىكند و به نمرود